قرار بود مدتها قبل در اين مورد مطالبي بنويسم. وقت نشد. ولي مباحثه گاه به گاه با دوستان و لزوم بيان مطالبي در مورد آموزش نجوم باعث شد اينجا بالاخره مطلبي هرچند كوتاه بنويسم. چون در مقدمهي كتاب فراگيري فعال نجوم همان چند سال پيش اشاره كردم و اعتراض كردم به روش تدريس و گويا عدهاي را هم خوش نيامد به هر دليلي. بد نيست اينجا گپي خودماني بزنم با دوستانم در اينجا البته بجاي گله گذاري كه زياد بوده و همه نوشتند و گفتند، به اصل مشكل برسيم و ببينيم مشكل ما در نجومي كه برخي ادعاي بينالمللي بودنش را دارند، چه بوده كه به ناكجا آبادي رفتيم كه شايد قديميتر ها بدانند يا نسل جديد نجوميها آشنا باشند.
با اين سؤالات شروع مِيكنم:
1. جامعهي نجوم ما تا چه حد توليد كنندهي علم بوده؟
2. چرا خبرنگاري اماتوري نجوم سايهاي سنگين در تمام بخشها دارد؟ (البته آنقدرها هم سنگين نيست كه بزرگش كنيم) مگر نه اينكه من به عنوان يك فيزيك پيشه محقق يا مدرس يا نويسندهي علمي وظيفهي خودم را دارم؟ دامنهي علائق ميتواند گسترده باشد ولي نمي تواند بازدارند باشد براي بقيه ي اضاي آن جامعه.
بهتر است در كنار قهوهي تلخي كه داريم مينوشيم البته شكلاتي هم داشته باشيم تلخش نكنيم-قرار همين چند خط بالاتر بر اين شد!
آموزش و يادگيري نوين كه البته براي ما نوين است، از دهه 80 ميلادي نگرش جديدي در آموزش علوم بوجود آمد و دهه نود عطف آن بود و دورهها و كلاسها و وب ساتيهاي رسمي زيادي در آمريكا و برخي كشورها تشكيل شد و نتيجه مشخص بود. حتي براي آموزش صحيح و علمي جوايزي هم در نظر گرفتند. دانشمندان بزرگ در اين زمينه مطالعه ميكنند. چون خودشان بايد سركلاس بتوانند دانشمندان و افراد مفيد را تربيت كنند.
كارآفريني كه ما اينهمه دم ميزنيم كه داريم و باب شده مثل قضيهي نانوفناوري جايي برايش نيست. بايد آموزش ما و امكانات و تشويق مدرسين به استفاده از روشها باشد تا انگيزهي انجام آن باشد. وقتي چنين شد فناوري، علوم پايه، تحقيقات پيشرفته و صنعت ما و صد البته فرهنگ ما با ويژگي هاي عصر خودش همخواني نزديكتري دارد. نه آنكه ندانيم چه ميخوانيم،براي چه، كجا استفاده دارد؟ چه شغلي خواهيم داشت؟ وضعيت مدرك و پول چطور؟
شما در فرهنگ گروهي ياد ميگيريد چگونه معاشرت كنيد. با آدمهاي مفيدي آشنا ميشويد. چيزهاي زيادي از نظر ديگران ياد ميگيريد. پا به دنياي گستردهتري ميگذاريد و اين يقيناً براي هر انساني خوشحال كننده است. آموزش و يادگيري هم دقيقاً همين ويژگيها را لازم دارد. حتي در دورهاي كه ابوريحانها و ابن هيثم ها و رازيها ارسطوها و ديگران بودند تا همين اواخر علم اگر مردان علمي داشت، باز هم مباحثه داشت. همواره در تاريخ عالم از مباحثات معروفي ميشنويم تا تازه از نويسنده بنا به تحقيقش از آن ها مطلع شده. شما اگر بگوييد من زمين را مركز ميدانم و همينه كه هست! بنده ميگويم خير بنده خورشيد را حائظ اين شرايط ميبينم. بحث از اينجا شروع ميشود. اين درس را قرن بيستميهاي پرتلاش از همين تاريخ ياد گرفتند. بحثها شد. كنفرانسها برگذار شد. نمودارها ترسيم شد. كارگاهها و در نهايت آرام آرام همه به اين نتيجه رسيدند كه تكمحوري در ارائه ي مطالب علمي شكستي بزرگ را در پي خواهد داشت. چه براي نسل بعدي كه ميخواهد محقق باشد كه نخواهد فهميد بايد چه كند و هميشه بايد استاد اعظمي باشد حتي اگر در كار خود اصلح هم نباشد. . چه تحقيقاتي كه نياز كه گروه هاي علمي دارد و مباحثه و پيرشفت علم جز با همفكري و مباحثه و گاهي مجادلات جدي تخصصي امكان پذير نبوده و نيست.
نوشيدني يادتون نره سرد شد!
تا دراين گرماي تابستان خودتون رو با محيط همدما ميكنيد اين سايت رو سر بزنيد تا دلتان بخواهد مطلب و بحث و كنفرانس و لينكهاي مهم و جدي آموزش فيزيك كه نجوم را در خودش دارد. سايت مركز تحقيقات آموزش فيزيك
خب. ادامهي ماجرا: خيلي ساده اگر گروه نجومي داريد، اگر مدرس هستيد يا داريد گروهي مطالعه ميكنيد، مطالب را با هدف به بحث بگذاريد. از بحث خارج نشيد و تا ميتونيد ديدگاه ها رو بيان كنيد و به قول م.زيليك سعي كنيد هيچ ديدگاهي برتر از ديگري جلوه نكند تا وقتي به نتيجه برسيد. نمودارها-تصاوير-سؤالات و تمريناتي كه حل كرديد يا بحث كرديد به اشتراك بگذاريد و منتقدي داشته باشيد خارج از كار خودتان كه حتي اگر تسلط خاصي به نسبت شما به موضوع ندارد، دست كم نگهدارند وقت و بحث عمل كند.
الان اگر در همون سايت نگاه گرده باشيد در فرصت نوشيدن در كافه نجوم، بحثهاي اموزشي به قدري جد است كه نوع سخنراني و تدريس از طريق ويدئو با همنگي قبلي استاد البته كامل بررسي و مورد تحليل قرار ميگيره. دانشجويان و مخاطبين هم همين طور. و خلاصه تيمهاي حرفه اي آموزش دارند. با كتابي كه تصميم گرفتم كار كنم بيشتر با اينحيطه اشنا شدم و سعي كردم باب اين مسأله را باز كنم. خوشبختانه مخاطبين پذيرا شدند و اميدوارم جديتر هم گرفته شود. و اين حالت سنتي يا به عبارت بهتر راحت طلبي مدرسين در بيان قصه هاي نجومي و گذراندن وقت (از نظر من البته) بدون هيچ برنامه آينده و روسش و فكري نميتوان انتظار داشت آنچه هم جزو اهداف آموزش اشاره كردم، پياده شود. چه ميشود؟ به ناكجا آبادي ميرويم كه خودمان هم نمِدانيم؟
چاپ كتابهاي متعدد ترويجي-سخنراني هاي ترويچي-مقالات ترويجي-داشتن مؤسسات و شركتها و رسانه بسيار هم خوب است ولي بسياري در همان كشورهاي پيشرفته همين را هم ندارند چون هزينه ها بالا ميرود. ولي آنها روش مناسب دارند و از بين اينها منجمان قوي و با انگيزه آماتور، خلاقيتها، محقيقن حتي آماتور، فعاليتهاي مفيد در كنار حرفه ايها و بالار رفتن سطح آگاهي (علمي) و در كنار آن فرهنگي را همراه دارد. هرچه درنجوم بگوييم آقا نجوم اماتوري كلاً چيز خوبي است و ببينيد آماتورها چه كارهاي جالبي هم مِتوانند انجام دهند؟ خب به ما چه؟
ما چكار كرديم؟سعي كرديم به جاي منافع كوتاه مدت برنامه بلند مدت بريزيم؟ برخي تصور ميكنند درآمد و شهرت با روشهاي درست آموزشي گويا قابل تامين نيست. خب هردو طرف مخاطب و مدعيان جامعهي نجوم آماتوري ضرر ميكنند. گاهي مشاهدهي ضرر در حساب بانكي نيست در سود بنلد مدت همان حساب است و حسابهاي ديگري كه جامعهي نجوم در مورد من «نوعي» به عنوان افراد تا حدودي شناخته شده نجوم آماتوري ميكند.
خلاصه بخش داستاني قصهي نقل شده از طرف من به اينجا رسيد كه ناكجا آبادي هست كه عدهاي در جامعهي محدودتري بنام نجوم در جزيرهي خودشون زندگي ميكنند به تصور اينكه دوربينهاي كشتيها هر روز دنبال كشف آنهاست. ولي اگر ناظر را عوض كنيم. آدمهايي هستند در جزيره اي كه هر روز منتظر كشتيهايي هستند كه بعد از چند روز ميببيند واقعاً در جزيرهاي هستند دور از مردمان اين جامعه آن را نمي خواهند! آموزش – تربيت نسل جديد در اين حيطه – ارتباط متقابل آموزشي – علمي و حتي فرهنگي جز با روشهاي جديد امكان پذير نيست. قهرمان سازي و بالا دست بودن و استفاده از واژه ي من چه كلامي چه معنايي ديگر جايي ندارد حتي در همان جزيره. چون در همان جزيره هم هر كس خودش را يك من بزرگ مي داند در حالي كه نگاهش به كشتيهايي است كه از دور ممكن از ببيند.
تا همينجا كافيه. فعلاً منتظر ديدگلاهها ميمونم چون هميشه بحثها بيش از مطلب جذاب هستند. نظر شما چيهدر مورد موضوع مطرح شده؟