همه ی نجومی ها تا حالا حتما یا توی جشنواره ی ساعت های آفتابی شرکت کردن ، یا لااقل عکس ها و گزارش هاش رو دیدن.
به همین خاطر همشون خیلی راحت با من هم عقیده میشن که این چیزی که اسمش رو گذاشتیم جشنواره ی ملی ساعت های آفتابی ، فقط یه سری کاردستی ، در حد دانش آموزهای دبستانی هستش ، البته بعضی ها کاردستی شون قشنگ تره و بعضی ها هم دادن بیرون براشون درست کردن !
اتفاقا من که دارم این را می نویسم ، چند جای دیگه که حرف زدم و نوشتم ، یکی از اولین راه های آموزش علم به دانش آموزان را استفاده از روش های ساخت ساعت های آفتابی بیان کردم. اما چند تا نکته داره :
1- این فقط برای دانش آموزان و به روش علمی مفیده ، نه این که ما هر سال یکی از مهم ترین اتفاقات جامعه ی نجومیمون ، یه جشنواره ی این مدلی باشه ( بقیه ی اتفاقات خیلی مهم هم چندان مهم نیستن : روز نجوم ، روز فضا ، روز رنگ کردن صورت بچه ها و … )
2- روش آموزش ، نباید این جوری باشه که یه چند تا طرح ساعت آفتابی را بدیم به بچه ها ، بعد بگیم برید هر کدوم یکی یه دونه بسازید بیارید. حداقل بایستی خود دانش آموزها اون سه چهار تا طرح اول کتاب ستاره شناسی عملی را ( تغییر اندازه ی سایه در طول روز ، تغییر مقدار کوتاه ترین طول سایه در روزهای مختلف سال و … ) انجام دهند ، تا خودشون به این نتیجه برسند که می شود از روی سایه ها زمان را حساب کرد ، و حتی خودشون اون جدول های تصحیح را هم پیدا کنن.
3- و بعد مطالعه ی کامل و عمیق انجام بدن روی آثار قبلی و طرح هایی که قبلا انجام شده ، یعنی به طور تمام و کمال همه ی طرح های قبلی رو ببینن ، روشش را کامل بررسی کنن ، ایراداتش را پیدا کنن ، طرح هایی برای بهبودش بدن ، و بعد از همه ی اون ها ، اگه تونستن یه ایده ی جدیدتر بدن ، که ایرادات طرح های قبلی را نداشته باشه و …
این مورد 3 جایی هستش که باید خیلی روش مانور بدیم ، یادمه چند وقت پیش توی یه همایش تقویم شناسی ، یکی از طرح هایی که جایزه ی ایده ی نوین ( یا یه همچین اسمی ) را توی جشنواره ی ساعت های آفتابی برده بود مطرح شد ، بعد آقای میرسعید گفتند که : زمانی که من بچه بودم توی طالقون خودمون از روی سوراخ های روی سقف انبار دقیقا به همین مدل ساعت را می فهمیدن ، این ایده کجاش نوئه ؟
این یکی از مشکل های اساسی ماست ، توی همه ی زمینه ها ! ما همیشه میدونیم که : ما ایرانی ها توی همه چی اول بودیم ، توی علم که دیگه بابای دنیا بودیم ! همیشه کلی طرح و ایده و اینا داشتیم ، همه ی چیزها از توی ایران رفتن به اروپا ( فکر میکنم منظور یونان باشه ! ) حتی همین الان هم توی دانشگاه های پزشکی معتبر دنیا کتاب های 800-900 سال پیش ما را درس میدن ، اونم توی رشته ی جراحی ( به خدا قسم معلم کلاس پنجم ابتدایی من اینو میگفت ؛ بعدها معلم دینی دبیرستانم هم باز بهش اشاره کرد ، فکر میکنم هنوز هم خیلی از معلم ها این را میگن ). خب همه ی این ها درست ! اما ما هنوز نمیدونیم که این علمی که میگیم چی بوده ، این فرهنگ و هنری که میگیم چی بوده ، چون از اینجا به بعدش باید کتاب بخونیم ، و کتاب خوندن هم سخته لابد که نمی خونیمش. ( یه چند وقت بود به مدد تلویزیون تبلیغ میشد که دلیل کتاب نخوندن ما گرون بودن کتابه ، که خدا را شکر تلویزیون از این مورد دست برداشته و کمتر میگه که ما کتاب نمیخونیم چون گرونه )
در مورد ساعت های آفتابی کتاب های خیلی خوبی هست ، تقریبا همه ی طرح هایی که توی جشنواره ها واینا هم میاد توی این کتاب ها هست ، توی اینترنت هم اطلاعات خیلی معرکه ای میشه گیر اورد – البته نه به فارسی - ( قبلا یه سایت بود به اسم شاخص ، خواستم بهش لینک بدم ، دیدم که نیست و نابود شده انگار )
درسته که این بچه بازی ها واسه خیلی ها پول های درست و حسابی داره و رزومه پرکنه ، ولی واقعا برای جامعه ی نجومی هیچی نداره. ( اگه داشت بعد از این چند سال روز به روز جشنواره ی ساعت های آفتابیمون به سمت یه شوآف تلویزیونی میل نمی کرد و لااقل یکی دو تا چیز درست و حسابی از توش در می اومد )

سلام دوستم … فیزیک دوستان و هاوکینگ دوستان به هوش … متفاوت با همیشه آپ هستم [لبخند][گل]