Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

کافه نجوم تا اطلاع ثانوی آپدیت نمی شود ( مسلما تا زمانی که وردپرس فیلتر است ، این وبلاگ آپدیت نخواهد شد ) ما در فیس بوک در صفحه ای به نام کافه نجوم هستیم. خوشحال می شویم شما هم بیایید.

دقیقا در این آدرس :http://www.facebook.com/pages/kafh-njwm/285111403434

رسانه های نجومی فارسی

رسانه های نجومی فارسی در حال حاضر دو مجله ی نجومی ( نجوم و آسمان شب ) ، تعداد زیادی سایت های نجومی ، تعداد بسیار زیادی وبلاگ نجومی ، یک برنامه ی تلویزیونی ، و یک برنامه ی رادیویی هستند.

چند تایی مجله و روزنامه ی عمومی علمی نیز ( مانند دانشمند ، دانستنیها ، جام جم و .. ) به نجوم می پردازند.

می توان تک تک این رسانه ها را بررسی کرد ( کاری که شاید ما در آینده انجام دهیم ، اما شدیدا از نقد پذیر نبودن نجومی ها می ترسیم ، تا پیش از این اگر در جایی ، یک رسانه ، یک وب سایت ، یک مجله و یا یک وبلاگ نقد شده است ، کاملا برداشت شخصی از این نقد ها شده است و به جای آن که باعث پیشرفت شود ، باعث درگیری هایی غالبا بی سرانجام شده است ؛ از آنجا که هدف ما دامن زدن به این درگیری ها نیست ، با این که می دانیم نقد کردن کار خوبی است ، اما لااقل در حیطه ی رسانه های نجومی ، چون می دانیم که جواب نمی گیریم ، فعلا وارد آن نمی شویم. )

مجموعه ی این رسانه ها ، به جز اطلاع رسانی در درون جامعه ی نجومی ( که گاها این یک کار را هم به خوبی انجام نمی دهند ) به عنوان ویترین جامعه ی نجومی ما هستند ، بازتابی که از 5-6 هزار نفری که خود را جامعه ی نجوم می دانند در جامعه دیده می شود از دریچه ی همین رسانه هاست ، اما این رسانه ها تا چه حد توانسته اند ( و یا حتی خواسته اند ) که این وظیفه را به درستی انجام دهند.

امیدوارم مانند بقیه ی بحث های کافه نجوم که نخوانده و ندیده از آن رد شدند ، از این موضوع نیز نگذرند. نظراتتان را بیان کنید.

ساعت چای شهریوری !

1- چرا کسی نمیاد تو کافه بنویسه چند وقته ؟ خیلی سخت نیست ، قرار هم نیست همیشه یه مطلب تحلیلی خیلی بلند و اینا نوشته بشه ، میشه یه معرفی ساده از یه خبر و یا یه سایت هم نوشته بشه ، خیلی سریع و خودمونی ، زیاد هم وقت گیر نیست ، فکر میکنم خیلی بهتر از اینه که کافه غیرفعال باشه.

2- سایت فیزیکدان تازه راه افتاده ، یه سایت با طراحی خیلی قشنگ و مقاله های به درد بخور فیزیکی

3- آستروگیت هم تازه راه افتاده ، فروشگاه تلسکوپ و محصولات نجومیه ، برند سلسترون میفروشه. و البته یه سری لوازم جانبی و کتاب و …. هم توش پیدا میشه و قراره به زودی لیست محصولاتش خیلی کامل تر بشه.

4- تالارهای گفتگوی شرکت آوا استار هم شروع به کار کردن و حسابی هم فعال هستن ، می تونید عضو بشید.

5- توی فیس بوک ، کافه نجوم یه پیج داره به این آدرس (+) برید عضو بشید تا خبرهای جدید نجومی و بحث های نجومی و … بیاد توی صفحه اصلی فیس بوکتون.

6- در مورد تک تک موارد بالا به زودی یکی یدونه پست میزنم و درست و حسابی معرفیشون میکنم.

7- شما هم بنویسید ، هم نظرهاتون را ، و هم مطالبتون را ، پس این همه یوزر کافه نجوم کجا هستند؟؟؟

تا حالا سو سو زدن هلال رو ديدين! اين بيم و اميد و شكي كه هر منجم درباره رويت هلال داره رو تجربه كردين؟

يكي از دوستان درباره رويت هلال ميگه

»

زمان كمي داري عدم ترك واجب(روز اول ماه مبارك رمضان) ياكار حرام(روزه اول شوال ) رو اعلام كني

ماه مبارك رمضان سال 88 شمسي (پارسال)

داشتم خبرها رو چك ميكردم، كافه نجوم از وبلاگهايي بود كه سرپا بودنش برام مهم بود:،

«»جامعه ستاره شناسی دو منجم خود را از دست داد»»

نميدونم چه جوري خوندمش، چي خوندمش،يادمه 3 بار خوندمش ولي بازم نمي فهميدمش، هر بار مثه همون بار اول ، گيج،مبهوت ،گنگ، اصلن به اين فكر نمي كردم كه خبر ها با سند آپ ميشه،فقط ميخواستم كه دروغ باشه، گوشي رو برداشتم زنگ زدم ،كسي خبر نداشت،تازه از من ميپرسيدن چي شده؟، شك كردم ،ولي متاسفانه حقيقت داشت

فكر كنين، يكدفه همه چي به هم ريخت

فاز ماه

سمت ماه

جدايي زاويه

لحظه غروب

طول كمان
وقتي شروع به نوشتن اين پست كردم دلم گرفت، ته دلم يه بغضي بود، كه اي كاش» بودن» و اينقدر معروف ميشدن

درسته قسمت بود،خواست خدا بود،تقديرشون اين بود،ولي بازم دلم گرفته به اندازه همين آسمون كه اين روزا انقدر ابريه

اگه اين دوستان بازيگر بودن،يا خواننده شايد بيشتر از اينها ازشون ياد ميشد، البته اين خاصييت نجومي هاست كه مججهرواقع بشن

22 تا هلال بدون نعمت و محسن تا دوباره رسيديم به هلالي كه…

ماه مبارك رمضان و آغاز شبهاي قدر ، بر» قدردانان» ، شب قدر مبارك باد

قرار بود مدتها قبل در اين مورد مطالبي بنويسم. وقت نشد. ولي مباحثه گاه به گاه با دوستان و لزوم بيان مطالبي در مورد آموزش نجوم باعث شد اينجا بالاخره مطلبي هرچند كوتاه بنويسم. چون در مقدمه‌ي كتاب فراگيري فعال نجوم همان چند سال پيش اشاره كردم و اعتراض كردم به روش تدريس  و گويا عده‌اي را هم خوش نيامد به هر دليلي. بد نيست اينجا گپي خودماني بزنم با دوستانم در اينجا البته بجاي گله گذاري كه زياد بوده و همه نوشتند و گفتند، به اصل مشكل برسيم و ببينيم مشكل ما در نجومي كه برخي ادعاي بين‌المللي بودنش را دارند، چه بوده كه به ناكجا آبادي رفتيم كه شايد قديمي‌تر ها بدانند يا نسل جديد نجومي‌ها آشنا باشند.

با اين سؤالات شروع مِي‌كنم:

1. جامعه‌ي نجوم ما تا چه حد توليد كننده‌ي علم بوده؟

2. چرا خبرنگاري اماتوري نجوم سايه‌اي سنگين در تمام بخشها دارد؟ (البته آنقدرها هم سنگين نيست كه بزرگش كنيم) مگر نه اينكه من به عنوان يك فيزيك پيشه محقق يا مدرس يا نويسنده‌ي علمي وظيفه‌ي خودم را دارم؟ دامنه‌ي علائق مي‌تواند گسترده باشد ولي نمي تواند بازدارند باشد براي بقيه ي اضاي آن جامعه.

بهتر است در كنار قهوه‌ي تلخي كه داريم مي‌نوشيم البته شكلاتي هم داشته باشيم تلخش نكنيم-قرار همين چند خط بالاتر بر اين شد!

آموزش و يادگيري نوين كه البته براي ما نوين است، از دهه 80 ميلادي نگرش جديدي در آموزش علوم بوجود آمد و دهه نود عطف آن بود و دوره‌ها و كلاسها و وب ساتيهاي رسمي زيادي در آمريكا و برخي كشورها تشكيل شد و نتيجه مشخص بود. حتي براي  آموزش صحيح و علمي جوايزي هم در نظر گرفتند. دانشمندان بزرگ در اين زمينه مطالعه‌ ميكنند. چون خودشان بايد سركلاس بتوانند دانشمندان و افراد مفيد را تربيت كنند.
كارآفريني كه ما اينهمه دم مي‌زنيم كه داريم و باب شده مثل قضيه‌ي نانوفناوري جايي برايش نيست. بايد آموزش ما و امكانات و تشويق مدرسين به استفاده از روشها باشد تا انگيزه‌ي انجام آن باشد. وقتي چنين شد فناوري، علوم پايه، تحقيقات پيشرفته و صنعت ما و صد البته فرهنگ ما با ويژگي هاي عصر خودش همخواني نزديك‌تري دارد. نه آنكه ندانيم چه مي‌خوانيم،‌براي چه، كجا استفاده دارد؟ چه شغلي خواهيم داشت؟‌ وضعيت مدرك و پول چطور؟

شما در فرهنگ گروهي ياد مي‌گيريد چگونه معاشرت كنيد. با آدمهاي مفيدي آشنا مي‌شويد. چيزهاي زيادي از نظر ديگران ياد مي‌گيريد. پا به دنياي گسترده‌تري مي‌گذاريد و اين يقيناً‌ براي هر انساني خوشحال كننده است. آموزش و يادگيري هم دقيقاً همين ويژگي‌ها را لازم دارد. حتي در دوره‌اي كه ابوريحان‌ها و ابن هيثم ها و رازي‌ها ارسطو‌ها و ديگران بودند تا همين اواخر علم اگر مردان علمي داشت، باز هم مباحثه داشت. همواره در تاريخ عالم از مباحثات معروفي مي‌شنويم تا تازه از نويسنده بنا به تحقيقش از آن ها مطلع شده. شما اگر بگوييد من زمين را مركز مي‌دانم و همينه كه هست! بنده مي‌گويم خير بنده خورشيد را حائظ اين شرايط مي‌بينم. بحث از اينجا شروع مي‌شود. اين درس را قرن بيستمي‌هاي پرتلاش از همين تاريخ ياد گرفتند. بحث‌ها شد. كنفرانسها برگذار شد. نمودارها ترسيم شد. كارگاه‌ها و در نهايت آرام آرام همه به اين نتيجه رسيدند كه تك‌محوري در ارائه ي مطالب علمي شكستي بزرگ را در پي خواهد داشت. چه براي نسل بعدي كه مي‌خواهد محقق باشد كه نخواهد فهميد بايد چه كند و هميشه بايد استاد اعظمي باشد حتي اگر در كار خود اصلح هم نباشد. . چه تحقيقاتي كه نياز كه گروه هاي علمي دارد و مباحثه و پيرشفت علم جز با همفكري  و مباحثه و گاهي مجادلات جدي تخصصي امكان پذير نبوده و نيست.

نوشيدني يادتون نره  سرد شد!

تا دراين گرماي تابستان خودتون رو با محيط همدما مي‌كنيد اين سايت رو سر بزنيد تا دلتان بخواهد مطلب و بحث و كنفرانس و لينك‌هاي مهم و جدي آموزش فيزيك كه نجوم را در خودش دارد. سايت مركز تحقيقات آموزش فيزيك

خب. ادامه‌ي ماجرا:‌ خيلي ساده اگر گروه نجومي داريد، اگر مدرس هستيد يا داريد گروهي مطالعه ميكنيد، مطالب را با هدف به بحث بگذاريد. از بحث خارج نشيد و تا مي‌تونيد ديدگاه ها رو بيان كنيد و به قول م.زيليك سعي كنيد هيچ ديدگاهي برتر از ديگري جلوه نكند تا وقتي به نتيجه برسيد. نمودارها-تصاوير-سؤالات و تمريناتي كه حل كرديد يا بحث كرديد به اشتراك بگذاريد و منتقدي داشته باشيد خارج از كار خودتان كه حتي اگر تسلط خاصي به نسبت شما به موضوع ندارد، دست كم نگهدارند وقت و بحث عمل كند.

الان اگر در همون سايت نگاه گرده باشيد در فرصت نوشيدن در كافه نجوم، بحثهاي اموزشي به قدري جد است كه نوع سخنراني و تدريس از طريق ويدئو با همنگي قبلي استاد البته كامل بررسي و مورد تحليل قرار مي‌گيره. دانشجويان و مخاطبين هم همين طور. و خلاصه تيمهاي حرفه اي آموزش دارند. با كتابي كه تصميم گرفتم كار كنم بيشتر با اينحيطه اشنا شدم  و سعي كردم باب اين مسأله را باز كنم. خوشبختانه مخاطبين پذيرا شدند و اميدوارم جدي‌تر هم گرفته شود. و اين حالت سنتي يا به عبارت بهتر راحت طلبي مدرسين در بيان قصه ‌هاي نجومي و گذراندن وقت (از نظر من البته) بدون هيچ برنامه آينده و روسش و فكري نمي‌توان انتظار داشت آنچه هم جزو اهداف آموزش اشاره كردم، پياده شود. چه مي‌شود؟ به ناكجا آبادي ميرويم كه خودمان هم نمِ‌دانيم؟

چاپ كتابهاي متعدد ترويجي-سخنراني هاي ترويچي-مقالات ترويجي-داشتن مؤسسات و شركتها و رسانه بسيار هم خوب است ولي بسياري در همان كشورهاي پيشرفته همين را هم ندارند چون هزينه ها بالا مي‌رود. ولي آنها روش مناسب دارند و از بين اينها منجمان قوي و با انگيزه آماتور، خلاقيتها، محقيقن حتي آماتور، فعاليتهاي مفيد در كنار حرفه اي‌ها و بالار رفتن سطح آگاهي (علمي) و در كنار آن فرهنگي را همراه دارد. هرچه درنجوم بگوييم آقا نجوم اماتوري كلاً چيز خوبي است و ببينيد آماتورها چه كارهاي جالبي هم مِ‌توانند انجام دهند؟ خب به ما چه؟

ما چكار كرديم؟‌سعي كرديم به جاي منافع كوتاه مدت برنامه بلند مدت بريزيم؟ برخي تصور مي‌كنند در‌آمد و شهرت با روشهاي درست آموزشي گويا قابل تامين نيست. خب هردو طرف مخاطب و مدعيان جامعه‌ي نجوم آماتوري ضرر مي‌كنند. گاهي مشاهده‌ي ضرر در حساب بانكي نيست در سود بنلد مدت همان حساب است و حسابهاي ديگري كه جامعه‌ي نجوم در مورد من «نوعي» به عنوان افراد تا حدودي شناخته شده نجوم آماتوري مي‌كند.

خلاصه بخش داستاني قصه‌ي نقل شده از طرف من به اينجا رسيد كه ناكجا آبادي هست كه عده‌اي در جامعه‌ي محدودتري بنام نجوم در جزيره‌ي خودشون زندگي ‌ميكنند به تصور اينكه دوربينهاي كشتيها هر روز دنبال كشف آنهاست. ولي اگر ناظر را عوض كنيم. آدمهايي هستند در جزيره اي كه هر روز منتظر كشتي‌هايي هستند كه بعد از چند روز مي‌ببيند واقعاً در جزيره‌اي هستند دور از مردمان اين جامعه آن را نمي خواهند! آموزش – تربيت نسل جديد در اين حيطه – ارتباط متقابل آموزشي – علمي و حتي فرهنگي جز با روشهاي جديد امكان پذير نيست. قهرمان سازي و بالا دست بودن  و استفاده از واژه ي من چه كلامي چه معنايي ديگر جايي ندارد حتي در همان جزيره. چون در همان جزيره هم هر كس خودش را يك من بزرگ مي داند در حالي كه نگاهش به كشتيهايي است كه از دور ممكن از ببيند.

تا همين‌جا كافيه. فعلاً منتظر ديدگلاه‌ها مي‌مونم چون هميشه بحثها بيش از مطلب جذاب هستند. نظر شما چيهدر مورد موضوع مطرح شده؟

همه ی نجومی ها تا حالا حتما یا توی جشنواره ی ساعت های آفتابی شرکت کردن ، یا لااقل عکس ها و گزارش هاش رو دیدن.

به همین خاطر همشون خیلی راحت با من هم عقیده میشن که این چیزی که اسمش رو گذاشتیم جشنواره ی ملی ساعت های آفتابی ، فقط یه سری کاردستی ، در حد دانش آموزهای دبستانی هستش ، البته بعضی ها کاردستی شون قشنگ تره و بعضی ها هم دادن بیرون براشون درست کردن !

اتفاقا من که دارم این را می نویسم ، چند جای دیگه که حرف زدم و نوشتم ، یکی از اولین راه های آموزش علم به دانش آموزان را استفاده از روش های ساخت ساعت های آفتابی بیان کردم. اما چند تا نکته داره :

1- این فقط برای دانش آموزان و به روش علمی مفیده ، نه این که ما هر سال یکی از مهم ترین اتفاقات جامعه ی نجومیمون ، یه جشنواره ی این مدلی باشه ( بقیه ی اتفاقات خیلی مهم هم چندان مهم نیستن : روز نجوم ، روز فضا ، روز رنگ کردن صورت بچه ها  و … )

2- روش آموزش ، نباید این جوری باشه که یه چند تا طرح ساعت آفتابی را بدیم به بچه ها ، بعد بگیم برید هر کدوم یکی یه دونه بسازید بیارید. حداقل بایستی خود دانش آموزها اون سه چهار تا طرح اول کتاب ستاره شناسی عملی را ( تغییر اندازه ی سایه در طول روز ، تغییر مقدار کوتاه ترین طول سایه در روزهای مختلف سال و … ) انجام دهند ، تا خودشون به این نتیجه برسند که می شود از روی سایه ها زمان را حساب کرد ، و حتی خودشون اون جدول های تصحیح را هم پیدا کنن.

3- و بعد مطالعه ی کامل و عمیق انجام بدن روی آثار قبلی و طرح هایی که قبلا انجام شده ، یعنی به طور تمام و کمال همه ی طرح های قبلی رو ببینن ، روشش را کامل بررسی کنن ، ایراداتش را پیدا کنن ، طرح هایی برای بهبودش بدن ، و بعد از همه ی اون ها ، اگه تونستن یه ایده ی جدیدتر بدن ، که ایرادات طرح های قبلی را نداشته باشه و …

این مورد 3 جایی هستش که باید خیلی روش مانور بدیم ، یادمه چند وقت پیش توی یه همایش تقویم شناسی ، یکی از طرح هایی که جایزه ی ایده ی نوین ( یا یه همچین اسمی ) را توی جشنواره ی ساعت های آفتابی برده بود مطرح شد ، بعد آقای میرسعید گفتند که : زمانی که من بچه بودم توی طالقون خودمون از روی سوراخ های روی سقف انبار دقیقا به همین مدل ساعت را می فهمیدن ، این ایده کجاش نوئه ؟

این یکی از مشکل های اساسی ماست ، توی همه ی زمینه ها ! ما همیشه میدونیم که : ما ایرانی ها توی همه چی اول بودیم ، توی علم که دیگه بابای دنیا بودیم ! همیشه کلی طرح و ایده و اینا داشتیم ، همه ی چیزها از توی ایران رفتن به اروپا ( فکر میکنم منظور یونان باشه ! ) حتی همین الان هم توی دانشگاه های پزشکی معتبر دنیا کتاب های 800-900 سال پیش ما را درس میدن ، اونم توی رشته ی جراحی ( به خدا قسم معلم کلاس پنجم ابتدایی من اینو میگفت ؛ بعدها معلم دینی دبیرستانم هم باز بهش اشاره کرد ، فکر میکنم هنوز هم خیلی از معلم ها این را میگن ). خب همه ی این ها درست ! اما ما هنوز نمیدونیم که این علمی که میگیم چی بوده ، این فرهنگ و هنری که میگیم چی بوده ، چون از اینجا به بعدش باید کتاب بخونیم ، و کتاب خوندن هم سخته لابد که نمی خونیمش. ( یه چند وقت بود به مدد تلویزیون تبلیغ میشد که دلیل کتاب نخوندن ما گرون بودن کتابه ، که خدا را شکر تلویزیون از این مورد دست برداشته و کمتر میگه که ما کتاب نمیخونیم چون گرونه )

در مورد ساعت های آفتابی کتاب های خیلی خوبی هست ، تقریبا همه ی طرح هایی که توی جشنواره ها واینا هم میاد توی این کتاب ها هست ، توی اینترنت هم اطلاعات خیلی معرکه ای میشه گیر اورد – البته نه به فارسی –  ( قبلا یه سایت بود به اسم شاخص ، خواستم بهش لینک بدم ، دیدم که نیست و نابود شده انگار )

درسته که این بچه بازی ها واسه خیلی ها پول های درست و حسابی داره و رزومه پرکنه ، ولی واقعا برای جامعه ی نجومی هیچی نداره. ( اگه داشت بعد از این چند سال روز به روز جشنواره ی ساعت های آفتابیمون به سمت یه شوآف تلویزیونی میل نمی کرد و لااقل یکی دو تا چیز درست و حسابی از توش در می اومد )

وردپرس رفع فیلتر شد ، و خب به طبع اون کافه نجوم هم !

تابستون هم کم کم داره شروع میشه ، و به طبع اون بیکاری و اینا هم !

پیشنهاد ها ی ما :

اول : خودت انجام بده ! ( روی لینک کلیک کنید ، مطالب رو بخوانید و بعد خودتان هم در اینترنت سرچ کنید ، و مهم تر از همه انجام دهید !!! )

دوم : روی موج نجوم ( برنامه ی رادیویی مجله نجومی ها ، برنامه ها را برای دانلود هم گذاشته اند )

سوم : مجله های نجوم ( نجوم و آسمان شب ، دکتر منصوری قول داده اند که نجوم مرتب منتشر شود ! و آسمان شب هم که مرتب منتشر می شد ! خلاصه این که شماره ی تیر ماه هر دو تا مجله در اومده )

چهارم : لذت بردن از تابستون.